الملا فتح الله الكاشاني

110

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آنچه ايشان ما را از آن خبر ميدادند قبول نكرديم و تكذيب ايشان نموديم يعنى نه براهين عقليه را تتبع نموديم و نه در دلايل نقليه نظر كرديم و بعد از بيان وقوع قيامت به جهت مزية تهديد و توعيد از غيبت التفات كرده خطاب با كفار مىكند و ميفرمايد كه * ( إِنَّكُمْ ) * بدرستى كه شما اى مشركان * ( وَما تَعْبُدُونَ ) * و آنچه ميپرستيد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى از بتان و ابليس و اعوان او كه بجهة فرط اطاعت شما ايشان را در حكم عبدهء ايشانيد * ( حَصَبُ جَهَنَّمَ ) * هيزم آتش دوزخاند حصب به سكون صاد مصدر ست بمعنى رمى بحصبا و بفتح يعنى ما يرمى بالحصباء يقال حصبه يحصبه اذا رماه بالحصبا پس حصب جهنم بمعنى ما يرمى به اليها است يعنى كفار و معبودان ايشان آن چيزىاند كه انداخته شوند بدوزخ هم چنان كه سنگريزه را بجايى اندازند و از خليل نحوى منقولست كه حصب و خصب بصاد مهمله و ضاد معجمه آن چيزيست كه مهيا شده باشد براى افروختن آتش به آن و اگر مهيا نباشد آن را حصب نميگويند پس معنى آنست كه ايشان مهيا هستند به سزاى افروختن آتش و لهذا ابن عباس تفسير حصب به وقود كرده كه بمعنى آن چيزيست كه بان آتش برافروزند و اكثر مفسرين بر اينند و قول اول منقولست از ضحاك و ابى مسلم * ( أَنْتُمْ ) * شما با معبودان * ( لَها وارِدُونَ ) * بدوزخ گذرندگانيد يعنى درآيندگان در او و اين استيناف است و يا بدل حصب و لام معوض است از على به جهت دلالت آن بر اختصاص و اشعار بر آنكه ورود از جهة ايشان است و دخول لازم ايشان و باتفاق مفسرين ورود اينجا بمعنى دخولست و نزد بعضى لام بمعنى الى است كقوله بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها كه بمعنى اليها است پس معنى آنست كه انتم اليها داخلون و در تبيان گفته كه حكمت در ايراد بتان بدوزخ زيادتى تعذيب بت پرستانست چه بدانها آتش افروخته تر گردد و احتراق ايشان بيفزايد و ديگر به جهت تصغير ايشانست چه هر گاه معبودان خود را بينند كه با ايشان در آتش دوزخ سوزند موجب صغارت و مذلة ايشان شود و ديگر آنكه تصور ايشان آنست كه بتان شفعاى ايشان خواهند بود و بشفاعت ايشان منتفع خواهند شد و چون امر به عكس بينند هيچ چيز در نظر ايشان دشمنتر از ايشان نباشد و نظر بوجه اعدا نوعيست از عذاب پس بر سبيل احتجاج بر كافران و تنبيه ايشان بر خطا و عصيان ميفرمايد كه * ( لَوْ كانَ هؤُلاءِ ) * اگر بودندى آن بتان و شياطين * ( آلِهَةً ) * خدايان چنان كه گمان مىبرند * ( ما وَرَدُوها ) * در نيامدندى بدوزخ چه خداى معذبست نه معذب * ( وَكُلٌّ ) * و همهء بتان و ديوان و بت پرستان * ( فِيها خالِدُونَ ) * در دوزخ جاويد ماندگانند كه به هيچ وجه ايشان را خلاصى نيست و ابد الابدين در آن معذب باشند و بانواع عقوبت معاقب * ( لَهُمْ فِيها ) * مر ايشانراست در دوزخ * ( زَفِيرٌ ) * ناله زار و زفير نالهء غمگينى باشد كه از غم او عظيمتر غمى نباشد و چون غم عظيم باشد نالهء آن نيز عظيم خواهد